ازدواج و مشورت(دکتر شکوه نوابی نژاد)

… وَشاوِرْهُمْ فی الاَمرَ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللهَ اِنَّ اللهَ یُحِبُ المُتَوَکَّلینَ.

… در کارها مشورت کن، پس هنگامی که تصمیم گرفتی به خدا توکل کن. به درستی که خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد. (سوره آل عمران آیه ۱۵۹)

همانگونه که مولف این کتاب اذعان دارد در جوامع امروز، زندگی انسانها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی بوده است. بازتاب ماهیت پیچیده این تغییرات و تحولات در زندگی فردی و اجتماعی افراد کاملا محسوس و ملموس است که ازدواج و زندگی زناشویی و تشکیل خانواده نیز از این قاعده مستثنی نیست. زن و مرد به دلایل متعدد از جمله شناخت ناکافی از یکدیگر، انتظارات و توقعات غیرواقعی از ازدواج و همسر، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی، لاجرم می بایست مسائل و مشکلات بسیاری را در ایجاد و حفظ و بقای زندگی زناشویی و روابط نزدیک و صمیمانه با یکدیگر تجربه کنند.

این حقیقت تلخ که در طبقه بندی های تشخیصی روانپزشکی مسائل و مشکلات زناشویی و خانوادگی یکی از بالاترین علل رجوع به کلینیک ها و مراکز خدمات مشاوره ای است، گواه این مدعاست.
مشاور یا درمانگر خانواده در حقیقت ارتباط های متقابل و تعامل اعضای خانواده را ارزیابی می کند و متناسب با آن به مداخله های درمانی می پردازد.
رسول گرامی اسلام (ص) می فرمایند: «هر کس می خواهد پاکیزه خدا را ملاقات کند، باید ازدواج کند.»
به دلیل آنکه انسان موجودی با نیازهای طبیعی و در عین حال اجتماعی است، پدیده ازدواج قادر است بسیاری از نیازهای فردی و اجتماعی زن و مرد را در قالب ارتباطات جسمانی و جنسی، روانی- اجتماعی و دیگر قراردادهای عرفی و اجتماعی برآورده سازد. ازدواج در مقایسه با دیگر ارتباطات انسانی دامنه ای وسیع و گسترده تر دارد و دارای ابعاد زیستی، اقتصادی، عاطفی و نیز روانی- اجتماعی است.
ازدواج و قرارداد ناشی از آن دارای نوعی تقدس است.
ازدواج سنت دیرینه ای است که در آن زن و مرد زندگی مشترکی را آغاز می کنند و پیمان می بندند که مصاحب و یار و غمخوار یکدیگر باشند، یکدیگر را بهتر بشناسند و همدیگر را خوشبخت کنند. به یکدیگر عشق بورزند و با ازدواج بر تنهایی خویش پایان دهند.
رسول گرامی اسلام (ص) می فرمایند: «هیچ بنایی در اسلام بنیانگذاری نشده است که نزد خداوند محبوبتر از ازدواج باشد». این امر مهم در آغاز نیاز به مجموعه ای از آگاهی ها، اطلاعات و بینش هایی در جهت شناخت دختر و پسر از خود و طرف مقابل ازدواج دارد. و این شناخت نسبی در زمینه رشد عاطفی و رفتاری است. عدم شناخت و درک صحیح از یکدیگر موجب ناسازگاریهای خانواده می شود و حتی ممکن است به از هم پاشیدگی زندگی زناشویی بیانجامد.

دلایل ازدواج:
از نظر سنتی ازدواج وسیله ای بوده است که جامعه رفتار جنسی افراد را تنظیم می کرده است، تولید نسل و حفظ وضعیت اقتصادی واحد خانواده را ممکن می ساخته است.
دلایل اساسی دیگری که در جوامع امروز مطرح هستند عبارتند از: الف- عشق و علاقه ب- مصاحبت ج- تامین انتظارات.
همانگونه که نویسنده محترم بیان می کند: عشق و علاقه احساسات مثبتی است که زن و مرد پس از ازدواج نسبت به یکدیگر تجربه می کنند و همچنین به دلیل داشتن نیاز به مصاحبت، ازدواج می نمایند و یکدیگر را به خاطر آنچه که هستند می پذیرند. و زن و مرد باید بدانند چه انتظاراتی از خود، از همسر خویش و در مجموع از ازدواج دارند. هر اندازه این انتظارات واقه بینانه تر باشد، پایه های زندگی زناشویی مستحکم تر خواهد بود.
همانگونه که بیان گردید ازدواج از ضروریات زندگی انسانها به شمار می آید. و مهمترین اهداف ازدواج نیل به آرامش و آسایش، تامین نیازهای جنسی، بقای نسل، تکمیل و تعامل فردی و اجتماعی، سلامت و امنیت فردی و اجتماعی و سرانجام تاثیر نیازهای روانی- اجتماعی می باشند.
-    ازدواج عاملی است در رهایی فرد از تنهایی، محملی برای بیان و تسکین خاطر، ارائه دوستی و صمیمیت و مهر و محبت و در مجموع وسیله ای است برای آرامش و آسایش و تکمیل خود.
-    یکی از نیرومندترین غرایز انسان، غریزه جنسی است که بر اثر ازدواج تامین این نیاز در مسیر طبیعی و سالم قرار می گیرد و علاوه بر این که این نیاز جسمانی تامین می شود، فرد از لحاظ روانی، ذهنی و اخلاقی نیز به آرامش می رسد.
-    یکی دیگر از موضوعات بسیار مهم در امر ازدواج مساله تولید مثل و بقای نسل است که از اهداف اساسی ازدواج محسوب می شود و تولد انسانهایی که نیازمند تربیت و پرورش صحیح هستند در درون کانون گرم و سالم خانواده امکانپذیر است.
-    هنگامیکه فرد در کانون یک زندگی مشترک قرار می گیرد در سایه انس و الفت و محبت و روابط نزدیک و صمیمانه بیشتر احساس مسوولیت می کند، استقلال می یابد، زندگی خویش را هدفدار می کند و از ثمرات کسب و کار و تلاش خود در واحد خانواده نوبنیاد خویش بهره می گیرد.
-    خانواده یک گروه و واحد اجتماعی است و دربرگیرنده بیشترین، عمیق ترین و اساسی ترین مناسبات انسانی می باشد. ازدواج و تاسیس کانون خانوادگی برای سلامت و امنیت و سعادت اجتماع سودمند و ضروری است.
-    ازدواج فرد را از حالت خودمداری، اضطراب و احساس سلطه بر اشیاء اشخاص رها می کند و موجب بقای سلامت روان و تن و دوری از بسیاری از بیماری های جسمانی و روانی و انحرافات اجتماعی
می شود.
بر اساس تحقیقات، هر اندازه فرد با همسر خود وجود اشتراک فرهنگی بیشتری داشته باشد، برای سازگاری با او آماده تر است و با اختلافات کمتری مواجه می شود.
ولی یادآوری این نکته لازم به نظر می رسد که هر چقدر در انتخاب همسری با مشابهات بیشتر ذاتی و اکتسابی تلاش کنیم ولی بازهم زن و مرد تفاوت های بسیار چشمگیری با یکدیگر خواهند داشت که باید یاد بگیرند با این تفاوت ها زندگی کنند و ثمره این زندگی یک ازدواج شاد و رضایت بخش باشد.
همچنین پژوهشها نشان می دهد که تا حدود زیادی خوشبختی و بدبختی زن و مرد را از ابتدای زندگی می توان پیشگویی کرد و به بیان دیگر بسیاری از مشکلات آن ها قابل پیشگیری خواهد بود. به همین جهت امروز، آموزش پیش از ازدواج زوجهای جوان یک ضرورت مسلم تلقی می شود. هر اندازه دختر و پسر اطلاعات بیشتری در جهت شناخت خود و همسر آینده شان داشته باشند و ملاک های عقول تری را برای انتخاب همسر در نظر بگیرند، در زندگی زناشویی خود با مشکلات و ناسازگاری های کمتری مواجه خواهند بود.
اولین مسائل مطرح در ازدواج: بلوغ جسمانی و روانی و اجتماعی- داشتن هدف و انگیزه برای ازدواج- داشتن اطلاعات لازم در مورد انتظارات، تکالیف و وظایف در زندگی زناشویی است.
زن و مرد برای ازدواج می بایستی: ۱- آمادگی های فیزیولوژیکی داشته باشند ۲- دارای اخلاق نیکو که از بهترین سرمایه های هر فرد است برخوردار باشند ۳- مجموعه فعالیت های ذهنی فرد که اندیشه ها، دیدگاه ها، نگرش های کلی و توانایی های حل مساله را در او تعیین می کند از اهمیت بالایی برخوردار است ۴- زن و مرد می بایستی قادر به ایجاد رابطه اجتماعی بوده، به دیگران احترام بگذارند و نقش و وظایف و مسئولیتهای خویش را در برابر قراردادها و مناسبات اجتماعی به نحو مطلوب انجام دهند ۵- زن و مرد باید توانایی داد و ستد عاطفی و تبادل مهر و محبت و عواطف را نسبت به یکدیگر داشته باشند.

ملاک های ازدواج:
هر اندازه دختر و پسر از نظر ویژگی های گوناگون نزدیکتر باشند ترکیب آن دو در زندگی زناشویی استوارتر و عمیق تر خواهد بود. این مجموعه ویژگی ها در منابع اسلامی با عنوان کفویت عنوان شده است که در ابعاد گوناگونی چون: سن، وضعیت روانی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و تحصیلی قابل بررسی است.

به طور خلاصه ملاکهای ازدواج که بایستی در نظر گرفته شود به قرار ذیل می باشد:
۱-    ایمان و دینداری: پایبندی به ارزش های دینی بدون شک یکی از عوامل خوشبختی در زندگی زناشویی است.
۲-    اصالت خانوادگی: شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی فرهنگی خانواده همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر در زندگی زناشویی نقش اساسی ایفا می کند.
۳-    سن: تناسب سنی بین زن و مرد، تشابه نیازها و علایق، توقعات و انتظارات را تا حدودی به دنبال دارد.
کارشناسان خانواده، حدود ۲ تا ۶ سال اختلاف سن بین زن و مرد را توصیه می نمایند.
۴-    تحصیلات: تشابه تحصیلی نیز در ایجاد تفاهم بین زن و مرد عامل مهمی است. و کسب علم و دانش به خودی خود یک مزیت و ارزش است و در رشد و تعالی فکری افراد نقش بسزایی دارد.
۵-    وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده: تشابه های خانواده های دختر و پسر از نظر وضعیت اجتماعی و اقتصادی یک اصل مهم در ایجاد تفاهم های بعدی بین زن و مرد است.
۶-    زمینه های فرهنگی: ارزشهای فردی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوک، حتی آداب لباس پوشیدن و غذا خوردن زن و مرد می تواند زمینه های همدلی بیشتر را بین آن دو پدید آورد. به همین جهت شناخت زن و مرد از فرهنگ و واقعیت های ارزش فرهنگی همسر آینده، از اهمیت بسیاری برخوردار است.
نکته ای که یادآوری آن در این قسمت ضروری به نظر می رسد اینکه ملاکهای فوق هیچ یک به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت در زندگی زناشویی باشد.
افراد باید مجموعه عوامل گوناگون موثر بر انتخاب خود را اولویت بندی نمایند و با این اعتقاد که هیچ کسی کامل نیست به نوعی مصالحه دست بزنند.
ازدواج یک پدیده اجتماعی است. بدون تردید انتخاب همسر یکی از مهمترین تصمیم ها در طول زندگی ماست و در حقیقت همه هیجانات، تولید مثل، تربیت نسل آینده، درآمد، مسئولیت، تامین نیازها و چالش های آینده زندگی ما به آن بستگی دارد.
امروز اعتقاد بر این است که زن و مرد به عنوان مکمل یکدیگر بسیاری از نیازهای روانی- اجتماعی هم را برآورده می کنند. و سه دلیل عشق، مصاحبت و دستیابی به انتظارات و توقعات برای ازدواج مطرح است و توجه به این نکته که هر اندازه انتظارات و توقعات دختر و پسر قبل از ازدواج و در زندگی زناشویی واقع بینانه تر باشد، زندگی زناشویی موفقیت آمیزتر خواهد بود.
انسان طبیعتا مایل است همسری برگزیند که بیشتر همسان او باشد تا ناهمسان با او. همسانی دو فرد نه تنها آنها را به سوی یکدیگر جلب و جذب می کند، بلکه پیوند و وصلت ایشان را استوارتر می سازد.
همانطور که نویسنده محترم کتاب نیز اشاره دارد عوامل گوناگونی بر فرآیند گزینش همسر تاثیر می گذارد که به قرار ذیل می باشند:
۱٫    عامل جغرافیایی: زندگی در منطقه ای خاص و علاقه به آن منطقه و دیار یکی از عوامل موثر در گزینش همسر است.
۲٫    تشابه فرهنگی: همگونی و تشابه زوجین از نظر تحصیلی به معنای همگونی طبقاتی نیز هست.
۳٫    توانایی های ذهنی: تشابه مدرک تحصیلی، با خود مفهوم نزدیکی و همگونی و حتی استعدادهای ذهنی مشابهی را به همراه دارد.
۴٫    اعتقادات مذهبی: ارزشها و اعتقادات فرد بیش از هر عامل دیگری رفتار انسان را تحت تاثیر قرار می دهد.

معمولا در انتخاب همسر دو راه معقول به نظر می رسد:
۱) پیشنهاد والدین و انتخاب از سوی جوان
۲) انتخاب جوان و مشورت با والدین
به هر حال مشورت و همفکری جوان با والدین (که از تجربه و پختگی لازم برخوردارند) می تواند او را در یکی از مهمترین تصمیم های زندگی یاری کند و به انتخاب عقلایی منتهی گردد و جوان با آرامش و اطمینان بیشتر به این امر مهم زندگی اقدام نماید. دکتر اسپرجیون روانپزشک معروف انگلیسی چهار نیاز را تفاوت بین ازدواج موفق و ناموفق می داند و معتقد است که اگر این چهار نیاز به خوبی ارضاء شوند افراد در زندگی زناشویی خود احساس رضایت می نمایند. که این نیازها به قرار ذیل است:
۱٫ تامین کننده نیازهای جنسی یکدیگرند.
۲٫ بایکدیگر ارتباط و تعامل توام با تفاهم دارند و در موقعیت های گوناگون، ستایش و قدردانی از یکدیگر را ابراز می دارند.
۳٫ زمینه های تشویق جهت رشد و شکوفایی یکدیگر را فراهم می سازند.
۴٫ علاوه بر عشق و محبت نسبت به یکدیگر، به ازدواج نیز عشق می ورزند و در حفظ بنیاد خانواده پیوسته تلاش می کنند.

ویژگی های یک ازدواج موفق
۱٫ خانواده بهترین مامن و پناهگاه عاطفی و اجتماعی است.
۲٫ مرکز تبادل عاطفه و محبت است.
۳٫ محل ارزیابی مشکلات و کمبودهاست.
۴٫ مکانی مطمئن و استوار بر پایه ازدواج دائم و با امید به نسلهای آینده است.
۵٫ سرچشمه دوستی و رفاقت و حمایت کننده همه جانبه است.
۶٫ همه نیازها و انگیزه ها در این گروه کوچک ارضاء می شود.
۷٫ مرکز ارائه مدلها و نقشهای جنسی زنانه و مردانه است و اغلب کودکان با وظایف خویش آشنا می شوند.
۸٫ خانواده فشارهای روانی بر فرد را خنثی و تعدیل می نماید.
۹٫ خانواده بی اعتمادی، بی انگیزگی، کسالت و خستگی را برطرف می نماید.
نقش اصلی و آشکار خانواده انتقال سینه به سینه ارزش ها و میراث فرهنگی و اعتقادی، حفظ روابط خویشاوندی، پرورش و تربیت نسل و تامین نیازهای اساسی انسانی و بالاخره ایجاد تعامل روانی و عاطفی در افراد آن است و هیچ کس از آسیبهای اجتماعی فارغ از تاثیر خانواده پدید نمی آید.
اسلام برای حصول و تحقق اهداف ازدواج و تحکیم بنیاد خانواده روی دو امر مهم ایمان و اخلاص تاکید دارد.
این دین اکمل قوانین فردی و اجتماعی را بر اساس فطرت انسان بنا نهاده است. بدین جهت بر ازدواج و تشکیل خانواده به منظور تعدیل غرایز و تامین نیازهای روانی- اجتماعی افراد در جهت اصلاح جامعه انسانی و تولید و تربیت نسل تاکید دارد.
ازدواج و تشکیل خانواده برای همه انسان ها یک نیاز طبیعی است که از فطرت و آفرینش ویژه آنان سرچشمه می گیرد و نباید آنرا یک قرارداد متعارف اجتماعی تلقی نمود که در صورت عدم تحقق آن آسیبی به نظام اجتماعی وارد نمی شود، بلکه برعکس هر گونه آسیب به این بنیان مقدس پیامدهایی را در تحول ساختار کلی جامعه و نظام های ارزشی و فرهنگی آن به دنبال دارد و همانطور که همه صاحبنظران اذعان دارند
خانواده های سالم، جامعه ای سالم را خواهند ساخت.
یادآوری این نکته بسیار مهم خواهد بود که بدانیم تمامی ارزشهای اجتماعی خانوادگی و فردی، در تعریف رفتار در خانواده مصداق دارد.
انتخاب ها و تصمیم گیری های درست در مراحل مهم زندگی (در زمینه ازدواج، شغل و …) و ارزیابی های دقیق و واقع بینانه از تبعات و پیامدهای این قبیل تصمیمات و بالاخره شناسایی راهبرد و راهکارهای گوناگون از ویژگی های کارکرد یک خانواده سالم است.
خانواده به عنوان یک سیستم قادر است همزمان با حفظ تعادل خود مصرف انرژی را کاهش دهد. بدین معنی که یا فشارهای روانی را نادیده می گیرد و یا مقدار زیادی انرژی صرف مواجهه با آن می کند.
بنابراین خانواده ای که بجای روبرو شدن مستقیم با مشکلات زناشویی، فرزند خانواده را وجه المصالحه قرار می دهد، در حقیقت به نوعی سطح فشار روانی را کاهش می دهد. این وضعیت در کارکرد خانواده اثر
می گذارد و فضای روانی نامطلوبی را ایجاد می کند.
عوامل موثر بر تزلزل خانواده در جهان معاصر؛ که این بحران ها عبارتند از: استرسهای رو به تزاید در زمینه های تحصیلی و شغلی ناشی از زندگی ماشینی و پیشرفت تکنولوژی، تغییرات بنیادین در الکوهای تولید، تغییرات در شیوه های زندگی افراد، تورم و بحرانهای شدید اقتصادی، تبعیض های اجتماعی، افزایش شدید جمعیت، مهاجرت های بی رویه، ازدواج و شهرنشینی، آزادیهای جنسی، گسترش اعتیاد و از همه مهمتر کاهش و یا سقوط ارزش های اخلاقی و مذهبی است تا نهاد مقدس خانواده را دستخوش شعله های وحشیانه و
بی رحمانه خود گردانیده و مبانی خانواده سنتی را به ویژه در جوامع غربی تضعیف ساخته و ساختارهای تازه ای از به اصطلاح خانواده را به وجود آورده است.
بنابراین پیشنهاد اصلی و اساسی، بهره مندی از خدمات مشاوره ای پیش از ازدواج است تا زن و مرد با آگاهی هر چه بیشتر و تجهیز به دانش کافی در ارتباط با خود، ویژگیهای خود و ویژگیهای همسر آینده و نیز اهمیت و اهداف ازدواج، به این دوره پویا و شکوفا در زندگی خود، با آرامش بیشتری گام نهد.
و می توان گفت: هر خانواده ای، یک جامعه کوچک است که دارای نظم اجتماعی همراه با قوانین، ساختار، رهبری، زبان، شیوه زندگی و روح زمان است و طبیعتا مسائل و مشکلات و تعارضات خاص خود را نیز داراست.
هدف اصلی خانواده درمانی مشخص ساختن جایگاه فرد در درون خانواده است. (از نظر بودن ۱۹۶۶) در حالیکه (اسپک، ۱۹۷۳) هدف های شبکه خانواده درمانی را الف- فعال سازی نقاط مثبت، ب- تغییر وابستگی ها و ج- روشن ساختن ماهیت ارتباطات می داند.

بنابراین هدف های درمان دو وجه دارند:
۱٫ از سوی درمانگر آموزش مهارتهای ارتباط به زوجین و خانواده داده شود(فرآیند).
۲٫ زوجها و خانواده ها باید بر مواردی که مورد نیاز آنهاست تمرکز کنند (محتوا).

بحران در خانواده و شیوه های مقابله با آن:
بحران در خانواده عبارتست از موقعیتی غیرقابل تصور پیش بینی که در زندگی خانواده اتفاق می افتد. در این گونه مواقع موقعیت خانواده را موقعیت استرس زا می گویند.
برای مقابله با بحران، خانواده های کارآمد قادرند تا به سرعت بپذیرند که ناگزیز به مبارزه با یک موقعیت و یا مجموعه ای از حوادث استرس زا هستند. آنان ممکن است خود را موقتا غرق در مجموعه ای از این حوادث ناخوشایند بیابند، لیکن؛ سرعت بهبود یافته، شروع به تجدید انرژی و بهره برداری از منابع برای اقدامات عملی می کنند.
در خانواده های کارآمد به سرعت کانون مشکل یا استرس را از فرد یا اعضای خانواده دور می کنند و آنرا مشکل کل خانواده می بینند.

آموزش خانواده:
آموزش خانواده یعنی بکارگیری سیستماتیک دانشها، مهارتها، نگرشها و ارزشهایی که بر رشد و شکوفایی انسانها در ایفای نقش خود به عنوان عضو خانواده، در هر مرحله از دوران زندگی خانوادگی، بیانجامد و باید یادآوری شود که آموزش خانواده یک فرآیند دائمی (تمام عمر) است.

ضرورت آموزش زوجهای جوان:
آموزش زوجهای جوان بسیار ضروری و لازم است و به دلیل اینکه زوجهای جوان از دو فرهنگ متفاوت اثر پذیرفته اند باید آموزش های لازم را کسب نمایند. برخی از این عوامل به شرح زیر است:
۱٫ اشتباهات والدین خود را تکرار نکنند و بر عادات بدی که در خانواده خود فراگرفته اند غلبه کنند.
۲٫ نقاط ضعف و قوت خود و طرف مقابل را بشناسد و در قبال آن مسئولیت بپذیرند.
۳٫ انتظارات واقع بینانه از زندگی زناشویی بدست آورند.
۴٫ بدانند که چه انتظاری از خود و همسر خود و از ازدواج دارند.
پس سخن به گزاف نیست اگر خانواده را نخستین مسئول اصلاح و فساد جامعه بدانیم، زیرا بنیانهای فکری کودک در خانواده شکل می گیرد و اندیشه های دینی و اعتقادی- سیاسی و اجتماعی و رفتارهای مطلوب و نامطلوب از آن نشات می گیرد. خانواده می تواند منبع خیر و برکت جامعه و یا به دلیل کمبودهای تربیتی و اخلاقی منشا بسیاری از فسادها و انحرافات اجتماعی باشد. خانواده یک سیستم عاطفی- اجتماعی است که وابستگی های متقابل انسانی و شبکه روابط عاطفی بر آن حاکم است. هر یک از اعضای خانواده بر دیگری تاثیر دارد. در خانواده هایی که روابط مطلوب و مفید سرشار از صمیمیت، یکرنگی، همدلی و تعاون است موجبات رشد و شکوفایی همه افراد در آن مهیا است و خانوادهایی که جو روانی آن ناسالم است، اعضاء آن پیوسته در نزاع و کشمکش اند و کودکان این خانواده ها نیز قربانیان اصلی این شرایط ناسالم خانوادگی است.

مشاوره خانواده:
امروز همه اعتقاد دارند که برای ناراحتی های جسمانی هر چه زودتر باید به پزشک متخصص مراجعه کنند، در مسائل و مشکلات و اختلاف های حقوقی حتما از یک وکیل دعاوی کمک بگیرند. بنابراین استفاده از حرفه ای تخصصی برای کمک و حل مشکلات پیچیده زندگی بطور گسترده ای شناخته شده است. در این مجموعه فقط یک استثناء وجود دارد و آن عبارت از آنست که اغلب وگاه همیشه مردم فکر می کنند که خود به تنهایی می توانند از عهده حل مسائل و مشکلات شخصی، ازدواج و مشکلات خانوادگی برآیند و در این مورد به کمک نیاز ندارند. در حالی که بی شک همه ما در دوره هایی از زندگی با مشورت متخصصان و دریافت کمک های تخصصی در زمینه مسائلی که شخصا قادر به حل آن نیستیم، نیازمندیم.
امروز نقش مشاور در کمک به افراد سالم و بهنجار در سازگاری و حل انواع مشکلات زندگی از جمله مشکلات خانوادگی، زناشویی، تحصیلی، شغلی و حتی مشکلات شخصیتی در قالب راهبردهای پیشگیری و یا درمان مطرح است.
آموزش و مشاوره در زمینه های گوناگون، خانواده ها را در بحران های شخصی و نیز در فرآیند رشد و تکامل خانوادگی می تواند کمک کند.

مولف: دکتر شکوه نوابی نژاد

ديدگاه ها در اين مطلب .