تشویق و تنبیه کودک(دکتر محسن بهشتی پور)

تشويق يکي از ابزار مهم تربيت است که مربي مي تواند از آن بهره گيرد و کودک را به کارهاي نيک علاقه مند سازد. کودک در سايه تشويق، از بسياري از خواسته هاي خود چشم مي پوشد و به راهي که مورد نظر مربي است، قدم مي گذارد.

نياز به تشويق از تمايلات فطري هر انسان است که تا پايان عمر در او باقي مي ماند. اين خطاست که تصور کنيم شخص از آن جهت که بزرگ شده است و خوب و بد را مي فهمد، احتياج به تشويق ندارد، زيرا بسياري از تلاشها و رقابتهاي بزرگسالان به منظور به دست آوردن تشويق و تحسين ديگران است.

شيوه تشويق

تشويق گاهي زباني است که مربي با دلجويي و بيان جملات محبت آميز، رفتار و گفتار کودک را مورد تشويق قرار مي دهد و او را به کار و راهش دلگرم و اميدوار مي کند و گاهي عملي که مربي با به آغوش گرفتن کودک و نوازش او و نگاه توأم با لبخند و خريد شکلات، اسباب بازي، لباس و گردش او را به خاطر عملي که انجام داده است، مي ستايد.

نکته لازم به تذکر اين است که در نوع و شيوه تشويق بايد سن و درک کودک را مورد توجه قرار داد و تشويق را به موازات نوع عمل و درک او تغيير داد. به عنوان مثال يک کودک 3ـ 4 ساله بهترين تشويق براي او، يک شکلات است و براي يک نوجوان 14ـ 15 ساله، يک گردش علمي و ديدار از موزه ها و شخصيتهاي اجتماعي ارزنده ترين تشويق است.

آثار تشويق

1ـ تشويق، خستگي و نوميدي را از کودک دور مي سازد و او را نسبت به هدف و راهي که انتخاب کرده است، اميدوار مي سازد.

2ـ کودک با تحسين و تشويق، در صدد اصلاح ناسازگاريها و نقاط منفي اخلاقي خود برمي آيد و بسياري از شيوه هاي غلط رفتاري خود را اصلاح مي کند.

3ـ تحسين رفتار و گفتار کودک باعث مي شود که در سر دو راهي ها سرگردان نشود و در کاري که انجام مي دهد، کوشاتر و جدي تر باشد.

نکاتي پيرامون تشويق

1ـ هنگام تشويق، کودک بايد بفهمد که به چه جهت مورد تحسين قرار گرفته است.

2ـ تشويق بايد هر چند وقت يک بار و در برابر کارهاي برجسته کودک باشد، نه به صورت هميشگي و براي هر کاري؛ زيرا در اين صورت، تشويق تأثير خود را از دست خواهد داد.

3ـ تشويق نبايد از حد اعتدال تجاوز کند، زيرا ممکن است کودک را به خودبيني و خودستايي گرفتار کند.

جايگاه تنبيه در تربيت

تنبيه به معناي بيدار کردن و آگاه کردن کسي بر امري است. از اين رو تنبيه هميشه به صورت کتک زدن، ملامت کردن و اعمال فشار نيست، بلکه اين هدف (آگاه کردن شخص) ممکن است با نصيحت، ارشاد و موعظه حاصل شود و او متوجه خطاي خود بشود. پس تنبيه به خاطر هدايت است نه فرو نشاندن خشم مربي.

در نظام تربيتي اسلام اصل تنبيه به عنوان عاملي بازدارنده، پذيرفته شده است زيرا فردی که در برابر اعمال و رفتار خود کنترلي نبيند و با نصيحت و گاه اعمال فشار و کيفر محدود نگردد، طغيان خواهند کرد.

شيوه تنبيه

شيوه عاطفي بهترين و موفقترين شيوه هاي تربيتي است. کودک بايد با مفهوم جملاتي از قبيل «دوست دارم و دوست ندارم» والدين آشنا شود و آثار مطلوب و نامطلوب آن را دريابد. تخلفات کودک بايد با چهره ناراضي والدين روبه رو شود و از برخورد مربيان خود راه و روش صحيح و مورد نظر آنها را پيدا کند. او بايد هميشه مورد مهرورزي و خوشرفتاري والدين قرار گيرد تا نصيحتهاي آنها را مانند تابلويي در مقابل خود تجسم کند.

گاه پيش مي آيد که رفتار خلاف کودک با پند و اندرز اصلاح نمي شود و در شيوه رفتاري خود تغييري نمي دهد. در اين صورت والدين با استفاده از روشهاي مناسب با توجه به نوع و زمان جرم به بازداشتن و تنبيه بدني او با شرايطي اقدام کنند. مربي اگر ناچار از تنبيه بدني شد، کافي است ضربه اي به باسن يا پشت دست کودک بزند و در مواردي که تخلفش بزرگتر و سنگين تر باشد تنبيه شديدتري را اعمال کند.

تنبيه بدني به عنوان يک عامل بازدارنده ـ در صورت عدم کارآيي ديگر ابزار تربيتي ـ به حساب مي آيد و چندان سازنده نيست؛ زيرا کودک ممکن است از ترس کتک، به ظاهر مرتکب خلاف نشود، اما عادت زشت خود را از دست ندهد.

امير مؤمنان عليه السلام مي فرمايد:

«اِنَّ العاقِلُ يَتَّعِظُ بِالاَدَبِ وَ البَهائِمُ لا يَتَّعِظُ الاّ بِالضّربِ»

خردمند، با ادب پند مي آموزد و حيوانات با کتک و زدن تربيت مي شوند.

تنبيه کودک در سخن امام صادق عليه السلام:

با توجه به مطالبي که گذشت و با عنايت به اينکه سراسر وجود کودک سرشار از عاطفه است و بسياري از رفتار و گفتارهاي خود را بر اساس برخوردهاي عاطفي والدين خويش قرار مي دهد؛ امامان عليهم السلام در بيان شيوه هاي تربيتي به ويژه در مورد کودکان، مربيان را به استفاده از اين شيوه تشويق کرده اند.

مربياني که با فرزندان خود با خوشرفتاري و محبت برخورد مي کنند، مي توانند از «قهرکردن» با کودک به عنوان يک وسيله اصلاحي بهره برداري کنند.

فردي خدمت امام صادق(ع) شرفياب شد و از فرزندش شکايت کرد. امام(ع) در پاسخ او فرمود:

«لا تَضْرِبْهُ وَاهْجُرْهُ و لا تُطِلْهُ»(3)

او را نزن، با او قهر کن ولي اين قهر را طولاني نکن.

نکات مهم در تنبيه کودک:

1ـ در تنبيه، پدر و مادر با هم اقدام نکنند، اگر يکي طفل را تنبيه کرد، ديگري به عنوان پشتوانه روحي او باقي بماند.

2ـ پيش از تنبيه بايد ريشه تخلف را کشف کرد و سپس به رفع آن اقدام نمود.

3ـ تنبيه به عنوان آخرين ابزار تربيتي مورد استفاده قرار گيرد.

4ـ بايد عمل کودک را تنبيه کرد، نه شخصيت و تمام وجود او را.

5ـ تنبيه با جرم و خطاي کودک متناسب باشد.

6ـ تنبيه چند جانبه نباشد؛ يعني به اين صورت نباشد که طفل هم کتک بخورد، هم سرزنش شود و هم مورد تمسخر قرار گيرد.

ملامت کودک

بيشتر والدين در برخورد با خطاهاي کودکان، آنها را تنبيه نمي کنند، اما بيش از آن کودکانشان را مورد سرزنش خود قرار مي دهند، که اين شيوه موجب گستاخي کودک در برابر والدين خود مي شود و زمينه اصلاح او را از بين مي برد.

در تربيت، از ملامت به عنوان يک وسيله اصلاحي حساب شده مي توان استفاده کرد.

ملامت لازم نيست که به صورت غليظ و همراه با خشونت باشد بلکه ممکن است به صورت سؤالاتي از کودک باشد که او را وادار به انديشيدن در رفتار خود مي کند. براي مثال مي توان به دور از عصبانيت با جملاتي از قبيل: آيا در خطاهاي خود فکر آبروي خود و ما را نکردي؟ آيا نمي خواهي در رفتار و گفتار خود تغييري ايجاد کني؟ و … او را متوجه خطايش کرد.

افراط در ملامت

مربياني که براي تربيت کودکان خويش با ابزار سرزنش جلو مي روند و او را به خاطر کوچکترين لغزش و بدون در نظر گرفتن نوع جرم و سن کودک، مورد سرزنش قرار مي دهند، بزرگترين اشتباه را مرتکب مي شوند.

افراط در سرزنش، کودک را لجباز و نااميد بار مي آورد، به طوري که او خود را قابل اصلاح نمي داند و به تدريج تعادل رواني خود را از دست مي دهد و براي خود آينده اي تاريک تصور مي کند، از اين رو براي آرام کردن خويش، به خرابکاري، فريبکاري، سيگار، فرار از خانه و مدرسه روي مي آورد و گرفتار ناآرامي عصبي مي شود.

حضرت علي(ع) مي فرمايد:

«الاِفراطُ في المَلامَةِ يَشُبُّ ميزانَ اللِّجاجِ»

زياده روي در سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مي سازد.

ديدگاه ها در اين مطلب .